تفاوت رهبری و مدیریت: آیا یکی بر دیگری برتری دارد؟

رهبری و مدیریت دارای خصوصیت های متفاوت هستند. در این مقاله 9 تفاوت بین رهبری و مدیریت بیان شده است. پس از خواندن این مقاله می توانید از نکات مثبت و منفی هر دو، درجهت ایجاد یک تعادل در رهبری و مدیریت استفاده کنید.

یک مدیر عالی بودن به معنای رهبری قوی بودن نیست. همه ما افرادی را دیده ایم که از این دو عنوان به جای یکدیگر استفاده می کند, این موضوع می تواند باعث ایجاد اشتباه در اذهان شود.

دانستن تفاوت بین مدیریت و رهبری می تواند در درک نقش شما در سازمانتان کمک کند. اگر تفاوت بین رهبری و مدیریت را درک کنید, می توانید توانایی های خود را در جهت رسیدن به پتانسیل کامل خود ارتقاء دهید.

آگاهی از تمایز بین مدیران و رهبران, می تواند نحوه دستیابی به بهترین تعادل در ویژگی های رهبری و مدیریت را برای شما آشکار سازد.

در این مقاله شباهت ها و تفاوت های بین رهبران و مدیران را بررسی کرده و به شما کمک می کنیم که تلفیقی از نکات و ویژگی های مثبت هر دو (رهبری و مدیریت) بهره بجویید.

تعریف رهبری و مدیریت

رهبری چیست؟

رهبری

قدرت یک رهبر از توانایی او در کسب حمایت سایرین نشأت می گیرد. او از تاثیرگذاری خود جهت به چالش کشیدن قواعد جاافتاده و هدایت نوآوری استفاده می کند.

طبق گفته دراکر, رهبران گاهی جهت تحریک تغییرات, قوانین را تغییر می دهند. پیتر دراکر به درستی این موضوع را تعریف می کند:

«تنها تعریف برای یک رهبر, فردیست که دارای پیرو است. کسب پیروان نیازمند تاثیرگذاری است, اما برای دست یابی به پیروان نباید صداقت خود را زیر پا گذاشت. البته رهبرانی نیز بودند که اصل صداقت را رعایت نکردند و ارزش هایی را در جامعه نهادینه کردند, اما این ارزش ها ماندگار نبودند.»

کتاب بسیار پرفروش مدیر اثربخش نوشته پیتر دراکر در زمینه مدیریت و رهبری نوشته شده است. خلاصه نکات کلیدی این کتاب را در بوکاپو مطالعه کنید.

مدیر اثربخش
راهکاری جامع برای مدیران برجسته
اثری از پیتر دراکر
20 دقیقه
کتاب صوتی موجود است
مشاهده کتاب

مدیریت چیست؟

مدیران اطمینان حاصل می کنند که کارکنان مطابق استانداردها عمل کرده و قوانین را رعایت می کنند. آن ها از برآورده شدن اهداف رهبران خود اطمینان حاصل می کنند.

همچنین آن ها افرادی توانا و مسئولیت پذیر هستند, اما نقش آن ها در سازمان ها بسیار تابع قوانین است.

مدیر فردی است که یک وظیفه مدیریتی به گردن دارد؛ به طور کلی, مدیران از طریق برنامه ریزی و تعیین بودجه, سازمان دهی و استخدام کارکنان و همچنین حل و کنترل مسائل و مشکلات پیش آمده, به اهداف مطلوب دست می یابد.

مدیریت و رهبری

رهبری و مدیریت دارای خصوصیت های متفاوت و تمرکز متفاوتی هستند. 9 تفاوت بین رهبری و مدیریت با ذکر مثال در شکل زیر نشان داده شده است.

تفاوت ها و شباهت های مدیریت و رهبری

1. تمرکز بر اهداف و چشم انداز در مقابل تمرکز بر وظایف

رهبران در راستای چشم انداز و اهداف شرکت خود جهت گیری می کنند. آن ها تصویر کلان (Big Picture) را در نظر داشته و ایده های جدید جهت تحقق چشم انداز خود را ایجاد می کنند. زمانی که رهبران موارد جدید را امتحان می کنند, آن ها همیشه ایده های خود را به ماموریت شرکت مرتبط می سازند.

مدیران استاد وظایف هستند. در حالی که چشم انداز سازمان برای آن ها اهمیت دارد, کاملا طبق سیاست ها عمل می کنند. مدیران ایده های بزرگ را برای رهبران سازمان خود اجرایی می کنند.

2. تولید ایده در مقابل بیان آن

از آنجا که رهبران همیشه در نوک پیکان نوآوری قرار دارند, باید سایر افراد را متقاعد کنند که ایده های آن ها ارزشمند هستند. به خاطر بسپارید, رهبران قدرت خود را از طریق تشویق سایرین, در جهت حمایت از خط فکریشان به دست می آورند.

از سوی دیگر, مدیران نباید ایده ای تولید کنند, زیرا نقش آن ها اجرای سیاست هاست. اگر فردی در مسیر شرکت تخطی کند, او را به مسیر باز می گردانند. کارکنان آنچه را انجام می دهند که مدیران به آن ها می گویند.

3. ریسک پذیری در مقابل به حداقل رساندن ریسک ها

هر زمان که مورد جدیدی را امتحان کنید, باید ریسک کنید. رهبران به صورت پیش فرض ریسک پذیر هستند, زیرا اغلب در حال تشویق و تلاش برای ایجاد تغییر هستند.

مدیران جهت نگه داشتن ریسک در حداقل میزان ممکن در این پست گماشته می شوند. آن ها از این امر اطمینان حاصل می کنند که کارکنان وظایف خود را به نحوی که شرکت به آن ها گفته است, انجام می دهند. با بروز مشکلات, مدیران به منظور اصلاح سیاست ها مشکلات را با رهبران در جریان می گذارند.

4. تشویق کردن در مقابل دستور دادن

بنابر رویکرد مدیر نسبت به وظیفه خود, مرز بین مدیریت و رهبری در اینجا غیرشفاف است. در نهایت, رهبران کارکنان را تشویق به تفکر خلاقانه و دیدن تصویر کلان می کنند.

مدیران معمولا اصولی شفاف در مورد جنبه های متفاوت محل کار خود دارند. آن ها کارکنان را تشویق می کنند, ولی وظیفه اصلی آن ها بیان نحوه مطلوب انجام کارها توسط شماست. مدیران افرادی هستند که برای یافتن بهترین راه انجام کار, به آن ها مراجعه می شود.

5. حرکت بر خلاف جریان در مقابل حرکت در جهت جریان

پیروی از جمع

رهبران نیازمند چالش کشیدن وضعیت کنونی هستند, در غیر این صورت سازمان آن ها با خطر رکود روبه رو می شود. آن ها موارد جدید را جهت بررسی مؤثر یا غیر مؤثر بودن امتحان می کنند. رهبران به منظور هم تراز کردن سیاست های شرکت با چشم انداز آن فعالیت می کنند.

از سوی دیگر, مدیران وضعیت کنونی را حفظ می کنند. آن ها در اجرای اصول تعیین شده توسط رهبران به بهترین شکل ممکن وظیفه خود را انجام می دهند.

6. انگیزه دادن در مقابل تایید کردن

زمانی که موارد جدید را امتحان می کنید, ریسک شکست خوردن افزایش می یابد. رهبران باید از انگیزه بالا و توانایی انگیزه دادن به سایرین برخوردار باشند. آن ها هر چه که انجام می دهند را به چشم انداز شرکت مرتبط می کنند.

در صورتی که یک شرکت از چشم اندازی قوی برخوردار باشد, رهبر می تواند از آن به عنوان یک نقطه مشترک برای الهام بخشیدن به کارکنان استفاده کند.

زمانی که افراد را مدیریت می کنید, هدف اصلی شما تصمیم گیری در خصوص این است که آیا چیزی مورد قبول است یا خیر. مدیران به فعالیت های کارکنان زیردست خود می نگرند و تعیین می کنند که آیا آن ها استانداردهای تعیین شده توسط شرکت را رعایت می کنند یا خیر.

7. قانون شکنی در مقابل تبعیت از قانون

رهبران باید جهت پیشرفت در مورد قوانین سهل انگار باشند. قوانین اغلب برای ایجاد نوآوری بسیار سخت گیرانه هستند, این موضوع به این معناست که رهبران مکررا قوانین را می شکنند. زمانی که شرکت یا سازمانی در وضعیت بسیار بدی قرار داشته باشد, رهبران کاملا قوانین را نادیده می گیرند.

اگر مدیری قصد حفظ شغل خود را داشته باشد, از استراتژی های تعیین شده توسط افراد مافوق خود تبعیت می کند. سرپیچی و شکستن قوانین موقعیت آن ها را تضعیف می کند, که این امر منجر به تضعیف شرکت می شود.

8. القای اعتماد در مقابل کنترل داشتن

زمانی که کسی شما را در قلمرویی ناشناس هدایت می کند, باید به میزان مشخصی به او اعتماد داشته باشید. یک رهبر قوی از درجه بالای توانایی در القای اعتماد جهت بردن افراد به مکان های کاملا ناشناس برخوردار است.

قدرت مدیران در توانایی شان در برخورداری از کنترل کامل نهفته است. نیازی نیست برای انجام کارهایی که به شما محول شده است از مدیر خود خوشتان بیاید یا به او اعتماد داشته باشید. مدیران برای انجام وظیفه خود به نحو احسن نیازمند کنترل بوده و انتظار آن را دارند.

9. پرورش نوآوری در مقابل محول کردن وظایف

رهبران با امتحان کردن موارد جدید در مسیر پیشرفت رشد می کنند. آن ها ایده های جدید و تفکر آزاد را پرورش می دهند, زیرا این موارد از اهداف آن ها حمایت می کند. رهبران می دانند اگر بتوانند افراد را تشویق به خلاقیت کنند, قدرت ذهنی تجمعی گروه می تواند نوآوری بیشتری را تولید کند.

در مقابل, مدیران تفکر آزاد را تشویق نمی کنند, زیرا در این صورت آن ها قادر به برآورده کردن انتظارات شرکت نخواهند بود. دستور دادن به افراد برای انجام کارها تنها روشی است که مدیران از طریق آن اطمینان حاصل می کنند که کارکنان وظایف خود را به نحوی که باید انجام می دهند.

رهبری بهتر است یا مدیریت؟

همانطور که احتمالا متوجه شده اید, تفاوت های شدیدی میان رهبران و مدیران وجود دارد, ولی رهبری و مدیریت مکمل یکدیگر هستند. این ویدئو دلیل ارتباط نزدیک آن ها با یکدیگر را توضیح می دهد.

رهبران ریسک پذیر, نوآور و تغییردهنده شرایط هستند. مدیران حافظین قانون مند وضعیت کنونی هستند. این به آن معنا نیست که یکی از این دو به دیگری برتری دارد.

شرکت ها برای عملکرد درست و رو به جلو به مدیران و رهبران نیاز دارند. فقدان مدیریت سازمان ها را با خطر عدم تطابق و برآورده نشدن اهداف مواجه می کند. فقدان رهبری می تواند منجر به رکود و نیروی کار ناامید شود.

در زمینه قدرت, رهبران و مدیران ممکن است در دو سوی متضاد یک طیف قرار گیرند, ولی هردو عضو یک تیم هستند. یک رهبر می تواند چشم اندازی بزرگ داشته باشد, ولی بدون مدیران جهت انجام آن, چشم انداز مذکور محقق نخواهد شد.

مدیران باید استانداردها را رعایت کنند, ولی در صورت عدم الهام بخشی به آن ها توسط رهبر, نمی توانند چشم انداز را با نیروی کار به اشترک بگذارند.

گرچن اسپریتز نویسنده کتاب چگونه رهبری مثبت باشیم, معتقد است یک رهبر واقعی می تواند خود و افراد سازمان را به سوی دست یابی به سرافرازی و برتری هرچه بیشتر هدایت کند.

او در کتاب خود با استفاده از تحقیقات مدرن و دیدگاه هایی نو, چگونگی دست یابی به این امر را توضیح می دهد و به تمام رهبران شجاعت لازم برای اعمال این تغییرات هرچند کوچک اما با نتایجی بزرگ را می دهد.

خلاصه نکات کاربردی این کتاب را می توانید در بوکاپو مطالعه کنید.

چگونه رهبر مثبتی باشیم
راهکارهای ساده, تاثیرات شگرف
اثری از جین داتون و گرچن اسپریتزر
24 دقیقه
کتاب صوتی موجود است
مشاهده کتاب

تعادل بین رهبری و مدیریت را هدف قرار دهید

مرز تعادلی خوبی بین رهبری و مدیریت وجود دارد. در برخی موارد, به فردی نیاز دارید که هردو نقش را به صورت جدی اجرا کند. یک مدیر ارشد می داند چه زمانی رهبری و مدیریت را به نسبت بیشتر یا کمتر اعمال کنند.

چه زمانی از توانایی های رهبری استفاده کنیم

درجه ی امکان استفاده شما از توانایی های رهبری وابسته به نیروی کار و نحوه فعالیت شرکت شماست. اگر چشم انداز و هدف تیم برای اعضا شفاف باشد, احتمالا آن ها توسط یک رهبر الهام و انگیزه می گیرند.

یک مدیر ارشد, برای تکیه بیشتر بر ویژگی های رهبری باید بتواند به آگاهی کامل کارکنان از سیاست های شرکت و تبعیت از آن ها اعتماد کند. اگر دائما باید اعضای تیم خود را برای انجام وظایف ساده مدیریت کنید, تشویق برای تفکر آزاد در این شرایط دشوار خواهد بود.

زمانی که یک تیم از افرادی متعهد تشکیل شده باشد که نقش خود را درک می کنند, شما از آزادی عمل بیشتری برخوردار خواهید بود. آن ها قادر به مدیریت نوآوری و خلاقیت هستند, در حالی که مسئولیت های خود را نیز انجام می دهند.

زمانی که یک رهبر قادر به گفتگو با کارکنان در مورد سیاست های شرکت باشد, می توانند با یکدیگر ایده های جدید ایجاد کنند.

چه زمانی نقش مدیریت را ایفا کنیم

زمانی که در شغلی جدید هستید, نیازمند فردی هستید که نحوه انجام کارها را به شما بگوید. زمانی که اعضای تیم شما جدید هستند, وجود مدیر یک ضرورت مطلق محسوب می شوند. مدیران می توانند در درک نحوه انجام کارها به نحو احسن به کارکنان کمک کنند.

مدیران همچنین از توانایی درک میزان قابلیت های کارکنان برخوردارند. آن ها می دانند که محول کردن مسئولیت های بسیار زیاد می تواند اثری منفی بر عملکرد و روحیه کارکنان داشته باشد و با درک نحوه فعالیت و واکنش هر فرد به استرس از بهره وری کارکنان محافظت می کنند.

سازمان ها همیشه جهت کمک به کارکنان در رویارویی با عدم قطعیت هایی که در کار آن ها روی می دهد, نیازمند مدیران هستند.

مدیر فردی است که می تواند نحوه انجام کار را به شما نشان دهد. او جهت برآورده سازی انتظارات شرکت توسط کارکنان, ابهام و رمز و راز در کار را از بین می برد.

سازمان ها جهت رسیدن به پتانسیل کامل خود نیازمند مدیران و رهبران هستند. شما نمی توانید یکی از این دو مورد را بدون دیگری در اختیار داشته باشید.

اداره یک شرکت متشکل از فقط رهبران مانند نگه داری گله ای از گربه (کاری عبث و غیرممکن) است. استفاده از مدیران جهت اداره امور به معنی انجام امور بسیار زیاد است, ولی شما هرگز پیشرفت نخواهید کرد.

دیدگاه‌ها

پاسخ به
اپلیکیشن بوکاپو
کاربردی‌ترین اپلیکیشن مطالعه
خلاصه صوتی و متنی برترین کتاب‌ها